آترینآترین، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 10 روز سن داره

آترین کوچولو

آب بازی

عاشق آب بازی هستی جوجو منم امروز کار داشتم هی میگفتی اب اب منم تو این کاسه یکم اب ریختم و دادم برا خودت کلی حال کردی جوجو     یه عالمهههههههه بؤووووووس ...
31 شهريور 1393

مهمونی خونه دوست خاله 28 شهریور 93

عزیز دل مامان دیروز خونه دوست خاله مهمونی دعوت بودیم,باباجون نبود رفتیم دنبال مامان جون و از اونور رفتیم دنبال خاله و با هم رفتیم اونجا اولش یه کم خجالت میکشیدی اما بعدش که دیدی خبر از رقص ونانایه دلت نیامد و کلی ذوقیدی,برا خودت هی دست میزدی و بالا پایین میپریدی  راستی پریروزا هم با مامان جون رفتم تهران و برات 5-6 تایی لباس خریدم آوردم پوشیدیشون کلی ذوق کردی،این لباست هم  یکی از اوناست. اینم یکی دیگشه که کلی عاشقش هستی الهی مامان قربونت بشه خلاصه جونم برابگه کلی حال کردی,راستی یه کار جالبیم کردی,یه خانومه رفته بود دستشویی رفته بودی کفشاشو برداشته بودی و رفته بودی یه جای دنج و داشتی کفشاتو در میاوردی تا &nb...
31 شهريور 1393

بابلسر (20 شهریور 93)

میخواستیم  بریم بابلسر اونجا تا بحال نبرده بودیمت جبگرم اینجا توی جاده  چالوسه  که برا صبحانه ایستاده بودیم ، تو لالا  کرده بودی  تو صندلیت ترسیدیم  بگذاریمنت تو   ماشین  و بیدار  بشی ،خلاصه آوردیمت  ولی بیدار  شدی اینجا  هم پارک سیسنگان و سر ناهار  :کلی چنگال   فرو  کردی  تو   این   ظرف   یکبار  مصرفه   اینجا هم تو محوطه،یه استخر سرباز داشت ولی حیف بخاطر مشرف بودن آپارتمانهای مجاور  برا خانوما  تعطیل شده بود  برات از این پمپرسهای   استخری  گرفته&nbs...
20 شهريور 1393

بدون عنوان

امروز با هم رفته بودیم پارک سر ششم کلی بازی کردی یه مدت یکم میترسیدی و از بچه ها فرار میکردی اما ترست ریخت ,راستش یکم نگران شده بودم اما بخاطر محافظت از خودت بود آخه یکی دو بار بد جوری خورده بودن بهت امروز از اون روزایی بود که کلی حال کردی,موقع برگشتن شیر خریده بودم گیر دادی که بده من بیارم,با کلی سختی بلندش میکردی اما دوست داشتی بیاریش منم تو اسانسور ازت یه عکسی ازت گرفتم: آترین خانم در حال تلاش برا حمل بطری شیر   ...
11 شهريور 1393

سوراخ کردن گوش

عزیزکم دختر مامان امروز روز دختره   روزت مبارک دختر کوچولوی مامان و بابا                                                    امروز میخواستیم عصری یه سری ببریمت دکتر اخه چشمت یکم قرمز شده و به دکتر بگیم گوشها ت رو سوراخ کنه,یه بار هم تو 6_7ماهگی بردیمت دکتر گفت یکم زوده دکتر گفت یکم درد داره اول پشیمون شدیم اخه عزیزکم این روزا مامان دل دردهای بدی داشتم و حالم زیاد خ...
11 شهريور 1393

مسافرت کیش

جیگرکم خیلی وقته نیامدم و وبت رو اپلود نکردم, دیشب از خونه مامان جونیینا امدیم بابا گفت بریم کیش اما نمیدونستم شنبه همین هفته رو میگه, فکر کردم شنبه دیگه رو میگه امروز 5 شنبه هم زنگ زدیم چندتا اژانس گفتن برا جمعه دارن دیگه تصمیم بر این شد که بریم,تند وتند وسایلمونو جمع کردیم د برو ,هرچی یادم میامد رو میبردیم میگذاشتم رو میز تا بعد جمعشون کنیم. خلاصه برا جمعه ساعت 5 پرواز داشتیم سات 3:30اینا از کرج راهی شدیم ,این برا اولین بار بود که عزیزم سوار هواپیما میشدی,عروسکم. خیلی سعی کردم تو  هواپیما چندتا عکس خوب را یادگاری بگیرم اما همش وول میخوردی     اینم تو فرودگاه کیش یه گروه نمایش بود که برنامه اجرا میک...
11 شهريور 1393
1